سيد علي اكبر قرشي

55

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

سه بار در « نهج » يافته است : دو محل فوق و نيز خطبهء 163 در رابطه با غروب آفتاب . افن : ضعف . نقص . « افن الرجل : ضعف رأيه » اين لفظ فقط يك بار در « نهج » آمده است ، آنحضرت خطاب به فرزندش امام مجتبى صلوات اللّه عليه فرموده : « اياك و مشاورة النّساء فان رأيهنّ الى افن و عزمهن الى وهن » نامه 31 ، 405 از مشورت زنان به پرهيز كه رأيشان به طرف ضعف و عزمشان به سستى است ، نظر به اكثريت است استثناهائى نيز دارد . أقحوان : بابونه . امام صلوات اللّه عليه در وصف طاووس فرموده : « و مع فتق سمعه خطّ كمستدقّ القلم فى لون الاقحوان ابيض يقق » خ 166 ، 238 و در شكاف گوشش خطّى است به باريكى سر قلم و به رنگ گل بابونه بسيار سفيد . در شرح عبده گويد : اقحوان : بانونج سفيد . و در المنجد آمده : « الاقحوان نبات براق زهره مفلّجة صغيرة يشبهون بها الاسنان » و در فرهنگ عميد آمده : بابونه گياهى است خوشبو . . . داراى گلهاى سفيد ، به عربى اقحوان گويند . اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده است « يقق » بسيار سفيد به قرينهء « ابيض يقق » منظور از اقحوان گل سفيد آن است نه ساقه‌هاى سبزش أكد : تأكيد : محكم كردن در لغت آمده : « اكّد العهد : اوثقه ، اكّد الشى ء : قررهّ » و نيز آمده : « الاكيد : الوثيق المحكم » ظاهرا فعل آن از ثلاثى مجرّد نيامده است . اين ماده مجموعا چهار بار در « نهج » يافته است ، در رابطه با آدم عليه السلام فرموده : « و ليقيم الحجة به على عباده و لم يخلهم بعد ان قبضه مما يؤكّد عليهم حجة ربوبيتّه » خ 91 ، 133 ، خداوند آدم را به زمين آورد . . . تا به وسيلهء او بر بندگانش حجت اقامه كند ، پس از ميراندن آدم ، بندگان خويش را از آنچه حجت ربوبيت را بر آنها تأكيد كند خالى نگذاشت . اكل : خوردن . در معانى مردن ، پوسيدن و امثال آن به كار رود كه هر يك مصداق بخصوصى هستند . دو نفر غلام را پيش امام آوردند . يكى از غلامان بيت المال بود و ديگرى غلام مردى و هر دو از بيت المال دزديده بودند . حضرت فرمودند : « اما هذا فهو من مال اللّه و لاحد عليه ، مال اللّه اكل بعضه بعضا و امّا الآخر فعليه